دوست داشتم بیشتر بگویم ولی فعلا بس است - تاریخ: 1405/6/12 ساعت: 22:45
سال تازه شد.هالی فاکینگ شات. از وقت‌هایی که آدم‌ها خیلی مستقیم بدبختی‌هامو میزنن تو صورتم متنفرم.البته دروغ چرا؟!اون لحظه متنفرم، ولی بعدش باعث میشه به خودم بیام.احساس می‌کنم گاهی وقت‌ها لازمه یکی واقعیت و تنبلی و هیچی نبودنت روی کره‌ی خاکی روبزنه توی صورتت.البته اینکه اون یه نفر کی باشه و شما دونفر...
این دیگ آخرشه ولی انگاری اولشه!!!! - تاریخ: 1405/6/12 ساعت: 22:45
کاش می‌شد واقعا به عنوان یه انسان بالغ همه چی روول کنم بزارم از این شهر کشور و حتی درصورت توانایی سیاره برم. این آدم‌ها به شدت زیادی دارن منو اذیت می‌کنند.در روز جاری یکی دیگ بم گفت تو خیلی عجیبی.این جمله ر ودوست دارم اصلا ناراحت‌ام نمیکنه.ولی هردفعه بعدش به این قضیه فکر می‌کنم که خب الان عجیب‌ام بع...
زنده به آن روز که ساده نمیریم! - تاریخ: 1405/6/12 ساعت: 22:45
احتمالا همه‌چی داره خیلی با سرعت و تقریبا میشه گفت خوب پیش میره!(حقیقتا میترسم که بگم جامعا خوب چون هروقت گفتم خیلی خوب داره پیش میره کارما زده تو کمرم) 13 فاکینگ روز از سال گذشت، حالا نمیگم بیهوده گذشت ولی خب گذشت دیگهرکار دیگه‌ای هم میخواستم بکنم همینجوری می‌گذشت.در کل میخواستم بگم نمیدونم اول سال...
بهار شادی میاره!؟ - تاریخ: 1405/6/12 ساعت: 22:45
آرشیو بهش ماه اردیبهشت هم اضافه شد. خیلی وقت میشه که اینجا چیزی ننوشتم، اصولا اینجوری‌ام که اوضاع اگ تا حدود قابل تحملی بر وفق مراد باشه حوصله نوشتن‌ام نمیاد (مگر در شرایط خاص). واقعا فصل بهار، حالا جدا از حساسیت‌هایی که همین الان پدر دماغ‌امو داره درمیاره، خیلی فصل بیشتر شدن توانایی‌طوری توی هر زمی...
تکسیم یک نفر - تاریخ: 1405/6/12 ساعت: 22:45
بلخره وقت گیر آوردم.همیشه وقتی آغاز به انجام یه کار نوین می‌کنم اینجوری میشم. باید یک ماهی بگذره تا بتونم کار و توی روتین روزانه‌ام وارد کنم.وگرنه این چند روز اول انگار یه آدم سرگردون و حیرون وسط میدون تکسیم استانبول‌ام.حالا شاید بگین چرا میدون تکسیم؟چون به طرز وحشتناکی دارم درمورد سفر می‌نویسم و ای...
نمیدونم شاید میدونم که نمیدونم ولی نمیدونم - تاریخ: 1405/6/12 ساعت: 22:45
مغزم دچار اسپاسم عضلانی شده.قبلا که اینستا فیلتر بود و فیلترشکن نداشتم چقدر اینجا مینوشتم!! الان ولی اینقد دامنه پلتفرم هایی که توش فعالیت میکنم زیاد شدهبعضی وقت ها یادم میره که چی یادم میره!الان داشتم یه ویدیو توی یوتیوب درباره اپلای میدیدم بعدبا خودم فکر کردم چقدر هیچی نمیدونم و چقدر سردرگمم.قطعا ...
شب های تاریک پاییزی - تاریخ: 1405/6/12 ساعت: 22:45
خواشتیم بگم اونقدرا هم سالی که نیکوست از بهارش پیدا نیست!مثلا من یه ماه اول سال مثل موتور کار کردم الان مثل موتور میخوابم!ربطی هم به بهار و بهاری بودن هوا ندارهولی احتمالا یه مریضی دارم که هنوز نرفتم آزمایش امو نشون دکتر بدم!چون بیشتر آدم های اطرافم منو متهم به تیرویید داشتن کردن حالا خدا میدونه.کاش...
غمبار ترین تنهایی - تاریخ: 1405/6/12 ساعت: 22:45
اینقد که تنها نبودم و اینقد که تو خونمون آرامش پیدا نمیشهخروجی شده اینکه وقتی یه روز تنها میمونم خونه و خانواده میرن مسافرت من اینقد از این تایمی که در اختیار دارم هیجان زده میشم که نمیدونم کدوم کارامو انجام بدمالان اینجوری ام که ساعت ده شب شده و من هی از یه کاری می پرم روی کار دیگتازه برداشتم برای ...
واحد فشار بر مغز مساوی پاسکالیمغزیوم - تاریخ: 1405/6/12 ساعت: 22:45
من به معنی واقعی کلمه صبح زود بیدار شدم و باید درباره ویزاهای کشورها مطلب بنویسمو الان در حال فشار خوردن زیاد هستم چون هرچی بیشتر میرم جلو بیشتر میفهمم که کشورمونو گوز هم حساب نمیکنن و بدون ویزا گوزآباد هم راهمون نمیدن!این قضیه هر دقیقه به مغزم فشار وارد میکنه و نمیزاره روی نوشتن مطلب تمرکز کنم!نمید...
بعداز مدت ها دکی! - تاریخ: 1405/6/12 ساعت: 22:45
بعد از مدت‌ها شما ببین چقدر دلم پر بود که پناه آوردم به وبلاگ‌امحقیقتا یادم نمیاد آخرین مطلبی که نوشتم برای کی بوده ولی به هرحال! عااااااام...نیازمند صحبت زیاد با یک فرد غریبه و روانشنلس هستم که واقعا واقعا بتونه توی همه‌ی این مشکلاکوفتی که دارم باهاش روزامو سر میکنم کمک‌ام کنه ولیمتاسفانه نه من پول...
برگ پاییز جان بی جان. - تاریخ: 1401/10/2 ساعت: 0:39
از اینکه توی همچین روز غمناکی بیام و فقط یه روزمره ساده بنویسمحقیقتا تو مخم نمیره!!بااینکه از همه پلتفرم های اجتماعی برای نشون دادن اعتراضم استفاده میکنمو صرفا اینجا رو گذاشته بودم برای دور بودن از اخبارولی چجوری میشه و میتونم از اخباری دور بشم که ساعت هفت صبح باهاش چشمامو باز کردم و هر لحظه که تصور...
نیازمندی ها در درجه اول حکم زنده بودن داره. - تاریخ: 1401/10/2 ساعت: 0:39
الان واقعا برام حکم آخر هفته رو دارهحالا درسته پارتی و کثافت کاری در کار نیستولی همینی که سه تا امتحان با ماهیت ریاضی/فیزیک رو پشت سر گذاشتمو رسما این چند روز روحم و مغزم و جونم به یه لول دیگ رسیدن بخاطر همین تا شنبه که امتحان دارم میخوام امروز و فردا رو به درس فکر نکنمآخرین باری که اینقدر درس خوندم...
سراشیبی ممتد. - تاریخ: 1401/10/2 ساعت: 0:39
باورم نمیشه اینترنت اینقد داره اذیتم میکنه و این اذیت کردن داره به طرز عجیبیروی زندگی و اخلاق و رفتارم تاثیر میزاره و هر روز باعث میشه پرخاشگر تر بشم.این سه ماه پیش رو اینقدر دارک و کثافت تو ذهنم به نظر میرسه که واقعا نیاز دارم دکمه اسکیپ بزنم و پرت شم سه ماه جلوتر.همیشه اینجوریم که اگ سه ماه بزنم ج...