بعد از مدتها شما ببین چقدر دلم پر بود که پناه آوردم به وبلاگام
حقیقتا یادم نمیاد آخرین مطلبی که نوشتم برای کی بوده ولی به هرحال!
عااااااام...
نیازمند صحبت زیاد با یک فرد غریبه و روانشنلس هستم که واقعا واقعا بتونه توی همهی این مشکلا
کوفتی که دارم باهاش روزامو سر میکنم کمکام کنه ولی
متاسفانه نه من پولی برای پرداخت جلسات تراپی دارم و نه تراپیست خوبی میشناسم
و اون خودش اوج بذبختی یک آدم آسیب دیده از لحاظ روحی میتونه باشه.
کاش آدمها اطرافام بجای فوکوس کردن روی مشکلا خودشون و بها دادن به اون ها و انتظار داشتن از من
یکم سعی میکردن بفهمن من دارم با چه مصیبت خفناکی توی این روزای سرد و تاریک مشت و مشت زنی میکنم.
همین.
برچسب:
نویسنده: سپیده اکبرینژاد